پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه خودکارآمدی و هدف های پیشرفت (هدف های تبحرگرا، تبحرگریز، عملکردگرا و عملکردگریز) با فراشناخت در دانش آموزان دختر دبیرستانی شهرستان ممسنی صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر پایه اول شهرستان ممسنی در سال تحصیلی 1390-1389 تشکیل داده اند. نمونه آماری شامل 230 دانش آموز دختر پایه اول بود که به صورت تصادفی چند مرحله ای نسبتی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، خرده مقیاس خودکارآمدی ساخته پینتریچ، اسمیت، گارسیا و مکیچی (1993)، مولفه های هدف تبحرگرا، هدف عملکردگرا و هدف عملکردگریز از مجموعه الگوهای یادگیری سازگار میدگلی و همکاران (2000) و مولفه هدف تبحرگریز از مجموعه مقیاس های هدف های پیشرفت اندرو، الیوت، هولی، مک گریگور (2001) و پرسشنامه آگاهی فراشناختی شرا و دنیسون (1994) بود. یافته های حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که در پیش بینی فراشناخت، متغیرهای خودکارآمدی و هدف های پیشرفت نقش مهمی ایفا می کنند. نتایج حاصل از تحلیل کاننی نیز نشان داد که ترکیب خطی عوامل فراشناختی (دانش اخباری، دانش روشی، دانش موقعیتی، برنامه ریزی، نظارت، مدیریت اطلاعات، عیب زدایی و ارزیابی) به وسیله ترکیب خطی عوامل انگیزشی (خودکارآمدی، هدف تبحرگرا، هدف تبحرگریز، هدف عملکردگرا و هدف عملکردگریز) قابل پیش بینی است. به علاوه، یافته های حاصل از تحلیل واریانس با سنجش های تکراری نیز نشان داد که بین دانش آموزان از لحاظ سطوح دانش شناختی (دانش اخباری، دانش روشی و دانش موقعیتی) و تنظیم شناختی (برنامه ریزی، نظارت، مدیریت اطلاعات، عیب زدایی و ارزیابی) تفاوت معنی داری وجود دارد.